خرید بک لینک
با پهلوی دستت به زیر چانه ات بزن،

اندوه است که اینگونه بر نای من میکوبد.

برچسب: نویسنده: ترانه قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:54

جایی خواندم که دختری نوشته بود:«آخرش یک روز از ایران میرم و تو ی شهر آروم و سر سبز تو ی خیابون خیلی شلوغ یه قنادی کوچولو باز میکنم و تو عصرای پاییز پیراشکی میفروشم.»شاید چهرهی هرکسی که با این آرزو مو

برچسب: نویسنده: ترانه قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:54

اگر به تو بگویند اینبار که بخوابی دیگر بیدار نمیشوی، باعث نخواهد شد که تن خسته ات در پایان روز، خوابآلود نباشد. باعث نخواهد شد که روح فسرده ات، چشمان خمارت و ذهنی که نایی برایش نمانده تشنهی به خواب

برچسب: نویسنده: ترانه قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:54

هیچ بچهای وجود ندارد که فکرش را بکند، که روزی دلش برای سفره های بلند و دراز تنگ بشود. هیچ بچهای به ذهنش نمیرسد که 15 یا 20 سال بعد یک روز تنها توی اتاقی نشسته باشد و چند روز قبلش هیچکسی را ندیده با

برچسب: نویسنده: ترانه قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:54

دنیا همیشه برای من و او متفاوت بود. او احتمالاً دوست داشت که -اگر آخرین باری در کار است - مرا ببیند، کمی صحبت کنیم، چندجا سر بزنیم و مسیر مربوط به کوچک حرف ی را هم زیر [وزش] باد قدم زده باشیم.احتمالاً او مشتاق این

برچسب: نویسنده: ترانه قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:54

روزمره ای سطحی و ساده

[واقع در ادامه مطلب، رمز: ندارد]

برچسب: نویسنده: ترانه قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:54

یک لکهی کوچک آبی را تصور کن، روی یکی از لباس های سفیدت. حالا تصور کن که بزرگتر میشود. از طول، از عرض، منظم یا نامنظم، رشد میکند و کم کم تمام لباس را در بر میگیرد. نباید خیلی سخت باشد، اینطور نیست

برچسب: نویسنده: ترانه قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:54

صفحه بندی